رقص زندگی

این زندگیست؛ با خوب و بدش باید رقصید

29 - تهوع

  • چهارشنبه ۱۲ ارديبهشت ۹۷
  • ۲۲:۴۵

وقتی برای اولین بار که گارد رو شناختم با فلسفه اگزیستانسیالیسم آشنا شدم فکر نمیکردم یه روزی طرفدار این مکتب باشم. بعدها آشنایی با ژان پل سارتر و بعدش یاسپرس و نوشته هاشون باعث شد خط فکریم کاملا جهت بگیره. 
وجود همیشه از دغدغه هام بوده و راهی برای بیانش میخواستم که اگزیستانسیالیسم بهم نشون داد.
یکشنبه از شهر کتاب یه سری کتاب تازه گرفتم برای خوندن
جزء از کل، ریگ روان، اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر، این است انسان، تهوع.
جزء از کل رو یه ناخنکی زدم قبلا ولی تمومش نکردم و تصمیم گرفتم خودم داشته باشمش
اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر رو هم قبلا خوندم ولی جاش تو کتابخونه م خالی بود و گفت منو بخر.
این است انسان هم که بنظرم از اسم نویسنده ش پیداست چقدر میتونه خوب باشه... نیچه عزیزم.
تهوع یکی از رمان های مشهور ژان پل سارتره. رمانی هست که سراسر اندیشه های سارتر رو داره و دل مشغولی اصلی یعنی "وجود" کاملا در کتاب جریان داره.
شروع کردم به خوندنش و مطمئنم ارزش خوندن رو داره.

پ.ن: بعد ماه رمضون مصاحبه دکتری شروع میشه و من به شدت نیاز به مطالعه کتابهایی دارم که خط فکری داشته باشن و صرفا یه رمان آبکی نباشن. 
هر نوع پیشنهادی رو با جون و دل میپذیریم :)

امروزم که روز معلم بود... روزمون مبارک. :))))

  • نمایش : ۸۵
  • ... ...
    اثار شوپنهاور  رو بهتون پبشنهاد میکنم ...
    و اینکه اگه اگزیستانسیالیسم بخواییم یکم بیشتر باز کنیم میبینیم
    این مکتب هم یه نمه مشکلات عقیدتی خاص خودش داره
    ما نمیتونیم فقط بی معنا بودن زندگی خودمون نگاه کنیم تا به اون جهت بدیم تا زندگیمون معنا پیدا کنه با نگاه به طبیعتی که هیچ اراده ای از خودش نداره و تشبیهش با زندگی ادما میبینیم که خب طبیعت بی اراده هم میتونه در جهت معناداری حرکت کنه .فقط بخواییم برای انسان، گونه ی ب مراتب پیشرفته تر نگاه کنیم این طبیعت یا هر چیز دیگه هم میتونه بهش جهت بده معنادارش کنه بدون اینکه انسان دخالتی داشته باشه...
    طبق باور این مکتب ( ما خود را در زندگی می‌یابیم)یعنی ما جز از زندگی هستیم.خب این یعنی محدود شدن حالا اگه برعکسش کنیم میشه (ما زندگی را در خود میابیم)زندگی عین یه مسیر میمونه ما میتونیم این مسیر اینقد ادامه بدیم تا جایی خودمون دوس داشته باشیم این مسیر گاهی جاده فرعی های خاص خودشو داره ک ما بدون هیچ اگاهی واردش میشیم و ممکنه اتفاقات جالبی برامون رقم بزنه ولی اگه بخواییم از از باور اولی تبعیت کنیم یعنی خودمونو محدود کنیم پس چاره ای نداریم انتخاب های محدود تری داشته باشیم یا ب قول سارتر محکوم باشیم به انتخاب
    گاهی وقتا حتما نیازی نیست که انتخاب کنیم
    نیازی نیست ک ب باورهای اینچنینی فکر کنیم یا خودمونو بهش نسبت بدیم
    گاهی وقتا حتما نباید از کنکور دکترا قبول بشیم تا خوشحال بشیم
    تا با فکر کردن ب گذشته تو ذوقی بخوریم
    گاهی وقتا ...میشه تو یه هوای ابری و بارونی با یه چای داغ زیر شیرونی با خوندن کتابای شوپنهاور سارتر و نیچه سبیلو عزیز لذت ببریم بدون اینکه بخواییم ذهنمونو درگیر کنیم...بدون درگیری ادما بیشتر شادن ...شاد باشید
    سلام
    هیچکدوم از مکاتب کامل نیستن و مشکل عقیدتی برمیگرده به خود انسان
    انسان بدون اراده و انتخاب معنادار نخواهد بود. 
    اگه دقیق اگزیستانس رو مطالعه کنیم و به ریشه هاش پی ببریم می فهمیم که اولی باور این مکتب نیست. اتفاقا اگزیستانس کاملا وجود انسان رو مقدم بر هر چیزی میدونه و هر چیزی رو باتوجه به وجود معنا میکنه نه اینکه جزئی از چیزی باشیم. وجود مقدم بر ماهیت هست. 
    وقتی بدون اگاهی وارد یه جاده فرعی میشیم ناشی از عدم تفکره و حتی اگه به نتیجه مطلوب منجر بشه به نظر من بیهوده س چون بدون تفکر بوده و بر اساس تصادف. ما در اگزیستانس خودمونو محدود نمیکنیم. اتفاقا نوید ازادی میدیم چون فرد مقدم بر جامعه س. 
    انسان از بدو خلقت انتخاب رو داشته. محکوم بودن به انتخاب یک موهبته نه یک گزینه منفی. من میتونم انتخاب کنم و این عالیه. نیازی نیست بقیه برامون انتخاب کنن. 
    زندگی بدون انتخاب پوچ و بیهوده س. کنکور دکتری بهونه ای برای خوشحال بودنه و یک وسیله س. گاهی میشه با تماشای اسمون ابی شاد شد. همه اینها وسیله ای هستن که ما شاد باشیم. بعضی به اسونی شادی به بار میارن و بعضی نتیجه شون باعث شادی میشه و بیشتر اوقات بادوام تره.
    گذشته. لزوما همیشه باعث تو ذوقی خوردن نیست. کلا خاطرات درد دارن چه خوب باشن و چه بد. یاداوری خاطرات خوب درد دارن چون وقتی به یاد میاری از اینکه دیگه تکرار نمیشه درد میکشی. خاطرات بد درد دارن چون وقتی به یاد میاری درد اون زمان تو وجودت میپیچه و درد میکشی. 
    گاهی بدون همه اینها هم میشه لذت برد. گاهی با چیزهای بهتر از اینها هم لذتی وجود نداره. ذهن بشر همیشه درگیره. از ساده ترین اتفاقات بگیر تا پیچیده ترین. انسان بدون درگیری ذهنی معنی نداره. همین درگیری های ذهنی هست که باعث میشه پیشرفت کنیم و بعدها از زندگی لذت ببریم. 
    بدون درگیری ذهنی منفی ادما بیشتر شادن.
    متشکرم. همچنین.
    arezoo
    سلام.. شبنمی ! حسم فرا از تر دلتگیه برات! 
    بوس به کله ت . وفادار.. :*
    سلام ارزوی امین
    وایییی نگووووو 
    اقلا دلم به اینستاگرام خوش بود که باهات درارتباطم اونجا، که اونم از گوشیم پاک کردم تا بیشتر بتونم به کارام برسم.
    دوست دارم همدم روزای سخت
    فرید
    سلام و سپاس
    البته اگر بخواهیم که حتما از واژه "تصمیم" استفاده کنیم باید این گونه بنویسیم که عزیز شدن کسی نزد دیگران به تصمیم ما وابسته نیست.
    اما بدیهی است که عزیز شدن کسی نزد ما -نه نزد دیگران- به مجموعه تصمیمات ما مرتبط است...
    سلام مجدد
    بله با حرفتون موافقم... 
    نتایج و واکنش هایی که ما دریافت می کنیم نتیجه تصمیماتی است که گرفتیم.
    فرید
    سلام به شما
    من گمان نمی کنم که خدای مهربان بپذیرد که یک شخص نیهیلیست، "عزیز" ما باشد.
    پیروز و سربلند باشید.
    سلام
    اینکه یک نیهیلیست عزیز باشه یا نه، ما تصمیم نمیگیریم.
    پست من ربطی به نیهیلیست نداره بنظرم.
    ممنون بابت کامنتتون.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">