رقص زندگی

این زندگیست؛ با خوب و بدش باید رقصید

48 - کویر

  • پنجشنبه ۶ دی ۹۷
  • ۰۱:۴۴

چقدر از این شبای تنهایی بدم میاد

بعد از اینهمه تنهایی هنوزم ازش واهمه دارم...
به شدت درگیر روزمرگی شدم.
زندگیم در این چند جمله خلاصه شده: صب بیدار شم. صبحونه بخورم. برم سرکار. برگردم خونه یا یه سر به مامان بزنم. بشینم پای لبتاب و برنامه تدبیر بنویسم و درحالی که طبق عادت همیشگی همیشه صدای موسیقی بیاد. وقت خواب هم خوابم نیاد و برم سراغ عکس های قدیمی. لحظات خاطره ساز جان سوزِ الان. و دوباره فردا همین روال ادامه داره.
امیدوارم تا اسفند دفاع کنم از پایان نامه لعنتی.
اه حالم بد میشه وقتی ازش حرف میزنم.
چقدر صدای معتمدی خوبه :)))))) وی در حال گوش دادن به ترانه کویر بود

  • نمایش : ۲۵
  • معلوم الحال
    با کله میام. فقط شما از قبلش بهم بگو کی قراره دفاع کنی

    درسته چند بار فحشم دادی! ولی هنوز به این نتیجه نرسیدم که باهان قهر کنم :)
    خوبه پس یه هفته قبلش بهت خبر میدم

    قهر نباش اون چندبار بنظرم حقت بود :))))
    معلوم الحال
    ما هم برای دفاع دعوتیم ؟ :)
    اگه بیای اره
    نیستی
    قهری؟؟؟؟؟
    :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">